هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
154
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
و اصل آنها از توران بود . تراژان فرستادن باج را براى خان داس موقوف كرد و به اين جهت ، جنگ فيما بين داسها و تراژان درگرفت و مصافهاى سخت دادند و آخر الامر ، تراژان آن طايفهء وحشى را مغلوب و مقهور ساخته ، مملكت ايشان را متصرف شد . و در سال 117 ميلادى ، آن امپراتور به طرف ايران رانده ، با پادشاه اشكانى ايران جنگ كرد و ارمنستان و گرجستان و منگرلى را بگرفت و پادشاهى در مملكت داغستان و شيروان نصب نموده ، سلطان اشكانى را خلع كرده ، پادشاه ديگر از آن طايفه [ را ] به جاى او نشانيد . و از فرات و دجله گذشته ، تيسفون را مسخّر ساخت و تا شهر شوش خوزستان راند و مقصود او اينكه سلطنت اشكانيان را بههم زند و از رود پنجاب عبور كند و نايل به فتح هندوستان گردد ، امّا اين مطلوب او حاصل نشد . تراژان ، پادشاهى عادل و عامل و فاضل بود و عقلا و علما را تربيت مىنمود . فضلاى بزرگ ، از قبيل پلين و پلوتارك در عصر او بودند . ميزان و مقادير را در مسكوكات و غيرها سنجيده و مقياس واحد براى آنها قرار داد . مملكت روم را آباد كرد [ و ] بر روى رود دانوب و دجله و تاج پرتغال « 1 » پلهاى استوار بست . در مدّت سلطنت خود در كمال اقتدار مىزيست . در اواخر عمر ، موى سرش ريخته بود ؛ لهذا موى عاريه به سر مىگذاشت . حالا هم در فرنگ كچلى را چون خواهند وصف كنند ، گويند تراژان است . در سلطنت اين قيصر ، طايفهء يهود شوريدند . وى به قصد تنبيه آنها ، از روم عازم بيت المقدس شد و در سال 117 ميلادى ، در بين راه درگذشت . اين پادشاه از تمام امپراتورهاى روم ، از هر جهت بهتر و بزرگتر بود . با اين عظمت و جلال و مزيّت و كمال ، دو سه عيب تاريخ او را از جلوه و شكوهى كه بايد داشته باشد ؛ انداخته است : در شراب افراط مىكرد ، و در لواط بىاختيار بود و نسبت به عيسويان بىرحمى مىنمود . همانا اين امپراتور بزرگ ، با ولوجز دويّم كه بلاش دويّم [ كه ] پادشاه اشكانى باشد ، معاصر بوده است . انتهى .
--> ( 1 ) . در اصل : پرتوغال